علل ایجاد اختلال دو قطبی
قاسمی | ۱۳۹۸/۰۵/۲v | ۰ | ۱۸۴ | ۰

علل ایجاد اختلال دو قطبی

اختلال دوقطبی حدود 2.8 درصد از جمعیت بزرگسال ایالات متحده را تحت تأثیر قرار می دهد

اختلال دو قطبی باعث ایجاد تغییر در روحیه و انرژی فرد مبتلا می شود. این حالات احساسی شدید و خلقی می توانند بر توانایی عملکرد فرد تأثیر بگذارد. مبتلایان به اختلال دوقطبی نیز می توانند مانند افراد عادی دوره هایی از زندگی خود را با روحیه نرمال داشته باشند.

قسمت های روحی به دسته های زیر تقسیم می شوند از جمله:

مانیک

هیپومنیک

افسرده

این قسمت های خلقی با تغییر مشخص در رفتار های فرد مشخص می شوند.

در طی یک قسمت جنون آور، شخص می تواند بسیار پرانرژی یا تحریک پذیر باشد. هیپومانیا بخشی شدید تر از شیدایی است و برای مدت زمان کمتری ادامه دارد. قسمت افسردگی مزمن می تواند باعث احساس غم و اندوه شدید یا خستگی مفرط در فرد شود.

در نسخه جدید دفترچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) بیش از چهار نوع اختلال دوقطبی ذکر شده است. سه نوع متداول آن عبارت است از:

اختلال دوقطبی I: در این نوع قسمت های مرتبط با جنون حداقل هفت روز به طول می انجامد. علائم آن ممکن است آنقدر شدید باشد که فرد ممکن است در بیمارستان بستری شود. اپیزود های افسردگی که حداقل دو هفته طول می کشد نیز ممکن است در این نوع رخ دهد.

اختلال دوقطبیII: این نوع از اختلال الگویی از اپیزود های افسردگی و هیپومنیک و بدون هیچگونه قسمت جنون آمیز می باشد. این بیماری ممکن است با افسردگی اشتباه تشخیص داده شود.

اختلال سیکلوتیمی: این نوع از اختلال یک نوع خفیف تر از اختلال دو قطبی است. این مورد شامل قسمت های متفاوتی از هیپومانیا و افسردگی است. زمان ابتلا به این اختلال در بزرگسالان حداقل دو سال و در کودکان و نوجوانان یک سال طول می کشد.

پزشک معالج شما ممکن است در شما نوع دیگری از اختلال دوقطبی را تشخیص دهد مانند:

اختلال مرتبط با بیماری های پزشکی

اختلال دو قطبی نا شناخته

این نوع علائم ممکن است علائم مشابه اما طول اپیزود های مختلفی دارند.

به نظر نمی رسد هیچ عامل واحدی مسئول بروز اختلال دوقطبی باشد. محققان در تلاشند تا دلایل این موضوع را تعیین کنند تا بتوانند درمان های مؤثر تری برای آن پیدا کنند.

جنبه ژنتیکی اختلال دو قطبی

جنبه ژنتیکی اختلال دو قطبی

انجام تحقیقات در زمینه ژنتیک و اختلال دو قطبی کاملاً موضوع جدیدی است. با این حال بیش از دو سوم از مبتلایان به اختلال دو قطبی به افسردگی دوقطبی یا عمده مبتلا هستند. محققان هنوز سعی در یافتن عوامل ژنتیکی به عنوان عوامل افزایش خطر دارند.

خطرات ارثی

فردی که والدین یا خواهر و برادری دارد که دارای سوابق اختلال دو قطبی داشته اند، 4 تا 6 برابر بیشتر از افرادی عادی با خطر ابتلا به این اختلال رو به رو هستند.

آکادمی روانپزشکی کودکان و نوجوانان آمریکا گزارش می دهد که احتمال تشخیص این اختلال در دوقلو های یکسان 70 درصد می باشد.

یک بررسی بر روی دوقلو ها در سال 2016 نشان داد که یک مولفه ارثی برای اختلال دو قطبی وجود دارد. در این بررسی مشخص گردید که ساختار مغز یک قل مبتلا به اختلال دو قطبی با مغز دقل دیگر که به اختلال دو قطبی مبتلا نیست متفاوت است.

هم پوشانی اختلال دو قطبی و اسکیزوفرنی

محققانی که بر روی خانواده ها و دوقلو ها مطالعه می کنند  نشان داده اند که ممکن است بین اختلال دو قطبی و اسکیزوفرنی ارتباط ژنتیکی وجود داشته باشد. آنها همچنین دریافتند كه به نظر می رسد که جهش های كوچك در ژن های خاص خطر ابتلا به اختلال دو قطبی را تحت تأثیر قرار می دهد.

همپوشانی اختلال دو قطبی و بیش فعالی

همپوشانی اختلال دو قطبی و بیش فعالی

یک مطالعه در سال 2017 ارتباط ژنتیکی بین اختلال دو قطبی زودرس و بیش فعالی را نشان داد. اختلال دو قطبی زودرس قبل از 21 سالگی رخ می دهد.

تاثیر ناهنجاری های بیولوژیکی بر مغز

دانشمندان در تلاشند تا دریابند که چگونه مغز افراد مبتلا به اختلال دو قطبی با مغز افراد غیر مبتلا متفاوت است. در اینجا چندین دیدگاه جالب در این زمینه وجود دارد که به آنها اشاره می کنیم:

سلول های مغز

از بین رفتن یا آسیب دیدن سلول های مغزی در هیپوکامپ می تواند به بروز اختلالات خلقی کمک کند. هیپوکامپ بخشی از مغز است که با حافظه همراه است. همچنین به طور غیرمستقیم بر خلق و خو افراد تأثیر می گذارد.

انتقال دهنده های عصبی

انتقال دهنده های عصبی مواد شیمیایی هستند که به سلول های مغزی کمک می کنند تا ارتباط برقرار کرده و روحیه فرد را تنظیم کنند. عدم تعادل با انتقال دهنده های عصبی ممکن است به اختلال دو قطبی مرتبط باشد.

مشکلات مربوط به میتوکندری

تحقیقات نشان می دهد که مشکلات میتوکندری ممکن است در اختلالات روانی از جمله اختلال دو قطبی نقش داشته باشد.

میتوکندری تقریباً در هر سلول انسانی مرکز انرژی آن سلول است. اگر میتوکندری به طور عادی کار نکند می تواند منجر به تغییر در الگو های تولید و استفاده از انرژی شود. این امر ممکن است بتواند برخی از رفتار هایی را که در افراد دارای اختلالات روانپزشکی مشاهده می کنیم را توضیح دهد.

محققان یک عکس برداری ام آر آی را در سال 2015 بر روی مغز مبتلایان به اختلال دوقطبی انجام دادند و موفق به یافتن سیگنال های بالایی در قسمت های خاصی از مغز افراد مبتلا شدند. این بخش به هماهنگی در حرکت داوطلبانه کمک می کند و عملکرد سلول های غیر طبیعی را نشان می دهند.

عوامل محیطی و سبک زندگی

عوامل محیطی و سبک زندگی

برخی دانشمندان بر این باورند که عوامل محیطی و سبک زندگی در اختلال دو قطبی نقش دارند. این عوامل تاثیر گذار عبارتند از:

استرس شدید

سوء استفاده جسمی یا جنسی از فرد

سوء مصرف مواد مخدر

درگذشت یک عضو خانواده یا یک دوست نزدیک

بیماری جسمی

نگرانی های مداوم که بر زندگی روزمره شما تاثیر می گذارند مانند پول یا مشکلات نیز از ایت دسته می باشند.

این شرایط می تواند علائم را در فرد ایجاد کرده یا بر بروز اختلال دوقطبی تأثیر بگذارد به خصوص برای افرادی که ممکن است در معرض خطر ژنتیکی بالایی مربوط به این بیماری قرار داشته باشند.

تاثیر عوامل سن، جنسیت و عوامل هورمونی

اختلال دوقطبی حدود 2.8 درصد از جمعیت بزرگسال ایالات متحده را تحت تأثیر قرار می دهد. این بیماری به همان اندازه بر جنسیت های مختلف، نژاد ها و طبقات اجتماعی مختلف نیز تأثیر می گذارد.

فاکتور سن

اختلال دوقطبی معمولاً در حدود 25 سالگی یا بین 15 تا 25 سالگی در افراد بروز می کند. حداقل نیمی از همه موارد قبل از سن 25 سالگی تشخیص داده می شوند.

همچنین ممکن است اختلال دو قطبی در کودکان 6 ساله یا کوچکتر نیز بروز کند. آنچه که به نظر می رسد این موضوع است که اختلال دو قطبی می تواند نتیجه سایر اختلالات یا آسیب ها نیز باشد.

فاکتور جنسیت

فاکتور جنسیت

اختلال دوقطبی II در زنان شایع تر از مردان است. اما اختلال دو قطبی I در هر دو جنسیت ها به اندازه هم شیوع دارد. دقیقاً مشخص نیست چه عواملی باعث ایجاد اختلاف در تفاوت میزان شیوع این اختلال بین دو جنس دارد.

فاکتور خطر هورمونی

کارشناسان معتقدند هورمون های تیروئید تأثیرات عمده ای بر عملکرد مغز در بزرگسالان دارند. افسردگی و اختلال دو قطبی با عملکرد غیر طبیعی تیروئید همراه است.

تیروئید غده ای در گردن است که هورمون هایی را تنظیم می کند که رشد و نمو بدن را تنظیم می کند. مبتلایان به اختلال دو قطبی اغلب دچار کم کاری تیروئید هستند.

عامل ایجاد جنون یا افسردگی

عوامل خاصی می توانند اپیزود های شیدایی یا افسردگی را تحریک کنند. این عوامل سطح استرس بدن را افزایش می دهد که این مورد نیز خود یک محرک به شمار می رود. آشنایی با محرک های شخصی خود یکی از راه های جلوگیری از بدتر شدن علائم است.

در حالی که محرک ها در افراد مختلف متفاوت است، برخی از موارد محرک معمول عبارتند از:

وقایع استرس زا در زندگی که می توانند مثبت یا منفی باشند مانند تولد نوزاد، ارتقاء شغلی، انتقال به خانه جدید یا پایان یک رابطه عاطفی از آن دسته می باشد.

اختلال در الگوی خواب، از جمله کاهش یا افزایش خواب یا استراحت بیش از حد در رختخواب نیز از دیگر این موارد است.

تغییر در روال زندگی، مانند خواب، غذا خوردن، ورزش کردن یا فعالیت های اجتماعی نیز از این عوامل می باشد (روال ساختاری مشخص می تواند استرس را در فرد کاهش دهد)

تحریک بیش از حد مانند صدا های خاص یا بلند، فعالیت بیش از حد و مصرف کافئین یا نیکوتین از دیگر موارد است

الکل یا سوء مصرف مواد مخدر؛ استفاده بیش از حد از آنها می تواند باعث علائم دو قطبی، عود کردن آن و بستری شدن در بیمارستان شود

رها کردن بیماری بدون درمان نیز علتی دیگر می باشد

زمان مراجعه به پزشک

زمان مراجعه به پزشک

با تشخیص مناسب، معالجه و مدیریت بیماری، می توان زندگی شادی را همراه با اختلال دو قطبی انجام داد.

اگر احساس می کنید یک یا چند مورد از علائم اختلال دوقطبی را دارید، با پزشک خود قرار ملاقاتی در این زمینه تنظیم کنید. او ممکن است سلامت جسمی شما را بررسی کنند و همچنین سوالاتی درباره غربالگری و سلامت روان از شما بپرسد.

اگر پزشک شما مشکل جسمی مربوط به بیماری شما را برای علائم پیدا نکرد، ممکن است توصیه کند که به یک ارائه دهنده خدمات سلامت روان و مشاوره مراجعه کنید.

درمان شما به شرایط شما بستگی دارد. این مورد می تواند از دارو تا درمان متفاوت باشد. پیدا کردن درمان مناسب می تواند مدتی طول بکشد. اگر دارویی باعث عوارض جانبی ناخواسته در شما شد با پزشک خود در این زمینه مشورت کنید. در این صورت گزینه های دیگری نیز وجود دارد که می توانید آنها را امتحان کنید.

توجه: تمام مطالب ارائه شده در وبسایت اینفوسلامت، تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی-تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

منبع:

بعدی قبلی